تبليغاتX
یه دختر کوچولو
خدایا کمکم کن.. کمکم کن خودخواه نباشم. کمکم کن.

حالا که هیچی واسم نمونده فقط اینو ازت میخوام.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:9  توسط shaghayegh  | 

داستان میدوونی چیه؟

من یک قدم میام سمت تو.. تو دو قدم میری عقب !

من به جای تو  حیرون به پاهای خودم نگاه میکنم و تو دلم بهشون بد و بیراه میگم  که هیچ وقت منو به تو نمیرسونن ! 

اگر از جانب معشوق نباشد کششی                             کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:55  توسط shaghayegh  | 

اشتباه زیاد میکنم. خیلی زیاد.. خیلی..

تو میتونی منو بکشی ولی نکش...خواهش میکننم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 15:8  توسط shaghayegh  | 

همیشه همینجوری بودم. خیلی تو داررر. طوری که هیچکی نفمه من از چی ناراحتم. درست برعکس تو و دیبا. من خوووب میدونم شما ها از چی ناراحت مییشین. به موقع درکتون میکنم ٬ باهاتون همدردی میکنم و تا جایی که بتونم کمکتون میکنم. ولیییی به قدری تموم ناراحتی ها و غصه ها و گاهی عصبانت هامو رختم تو دلم که نه تو و نه دیبا که هر کدومتون شاد بشتر از هر کس دیگه ای منو میشناسین نمیدونین من از چه حرفایی و چه رفتارایی ناراحت میشم و چه موقع به کمک تون نیاز دارم. شاد هم مفهمین و میدونین و به روی خودتو نمیارین که اللبته در این صورت اوضاع خیلی بدتره.

دیبا رو میتونم ببخشم ولی من با همه ی وجودم از تو ٬ اره از توووووووو و از خود " تو" توقع دارم.

پ ن : مخاطب خاص دارد.

پ ن : نگرانتم. خیلی . خیلی بیشتر از اونی که فکرشو کنی. نگرانم چون دوست دارم. خیلی . خیلی بیشتر از اونی که فکرشو کنی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 12:29  توسط shaghayegh  | 

سلامم. حالم یه کمی بهتر شده.

خوشحالممممم. خوشحال ل ل ل ل ل.

 خدایا تنهام نذاااارر. خدایا من دختر خوبی نیستم. بنده ی خوبی برات نیستم ولی تو مواظبم باش. تو تنهام نذار. من جز تو کسی رو ندارم خدا جونم.

دوستام هرکدوم یه طرف افتادن. جدیدا زدم تو خط دوستی با رویا اینا.

۲ هفته اس کلاس اروبیک میرم و وقتیم خیلی شدید تر از قبل پر شدهههه

شنبه : ۱۰ تا ۱۲ ورزش. بعد از ظهر مدرسه

یکشنبه : صبح تا ساعت ۳ مدرسه ٬ ۸ تا ۹/۵ کلاس ژنتیک

دوشنبه : ۱۰ تا ۱۲ ورزش ٬ ۵ تا ۷ فیزیک

سه شنبه: صبح تا ساعت ۱ مدرسه . ۵ تا ۷ کلاس ریاضی

چهارشنبه : ۱۰ تا ۱۲ ورزش ٬ ۶ تا ۸ زیست

و پنجشنبه و جمعه ازادم! حالا این ۲ روز باقی مونده رو هم باید بشینم درسا ر  بخونم که اونم گاهی تنبلی میکنم خدایا بهم کمک کن ارادمو قوی کنم. مامانم چپ میره راست میاد میگه : " اخه من نمیدونم تو که اصلا درس نمیخونی چجوری اخرش معدلت ۲۰ میشه ؟!!

من :

اهاااا راستی یادم رفت تعریف کنم. هفته ی پیش شوهر خالم فوت کرد. تا حالا اینجا حرفی ازش نزده بودم. البته خیلی وقت بود که مریض بود و فوتش اگرچه ناراحت کننده بود ولی غیر منتظره نبود. خدا بیامرزتش خیلی ادم سختگیری بود. از اون ارتشی هااا ی خفنننننن. اینه که وقتی فوت کرد زنداییم با لحن تاسف باری گفت : وااااییییی ز.... ( خالم ) راحتت شداااااااااا

من:

فکر نمیکنم حتی اگه شوهرش دست و پاشو به غل و زنجیرم میبسته بازم مگرش باعث خوشحالی و یا راحتی باشه! یا حداقل من که اینطوری فکر میکنم.

خلاصه مامان مجبور شد برای مراسم تشییع جنازه بره تهران و من به خاطر مدرسه نرفتم. همه ی فامیلامون رفته بودن جز دختر داییم  و البته یکی از زندایی هام و دخترش که شبا میومدن پیشم که تنها نباشم. یه روز هم دوستم اومد پیشم موند. خلاصه تقریبا ۴ !۵ روز مامان نبود و بنده به تنهایی خونه رو گردوندممم ! فکر کنین من که تا پریروز لیوانی که توش اب میخوردم رو نمیشستم () باید شبا که زنداییم اینا میومدن کلی ظرفای شام و صبحونه اونا رو هم میشستم و شام درست میکردم و صبح چایی میذاشتمو... . کلی بهم سخت گذشت

دیگه فعلا خبر خاصی نیست. تا بعد

پ ن : خدایا تنهام نذاااارررر. دوست دارم خداااا جونمممممممممم.

پ ن : من این اهنگ منصور رو خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوست دارم:

ملایمه عطرت ٬نگاهت ارومه

 حضور تو با من ٬نجیب و معصومه

 من از تماشاته٬ که خستگیم میره

کسی تو قلب من جاتو نمیگیره

ندیدی تو خوابم ٬ مثال من عاشق

نباشی میمیرم٬ به این میگن عاااااشق

 ارامشت مثله٬ صدای بارونه

سپردن قلبم٬ به عشقت اسونه

خوب و بد عشقو٬ تنها تو میفهمیییییی

میدونی میخوامت ٬ یه جور بی رحمییی

ندیدی تو خوابم ٬ مثال من عاشق

نباشی میمیرم٬ به این میگن عااااشق

 همیشه تو دستان ٬ تشنه ی اغوشم

بی تو نمیتونم این همه خوشبو شممم

نباشی دور عشق هرگز نمیگردممممم

تنها کسی بودی که اعتماد کردمممممممم

ندیدی تو خوابم ٬ مثال من عاشق

نباشی میمیمرم ٬ به  این میگن عااااااشق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 23:9  توسط shaghayegh  | 

میدونی هستی ولی نیستی یعنی چی؟! من خیلی خوب میدونم.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 14:49  توسط shaghayegh  | 

سلام! بنده دیروز با کمال اعتماد به نفس رفتم کنکور پزشکی دادم!! انتخاب اولم مامایی بوده تازه اینکه چیزی نیست ۲ تا از دوستام  اولی رو زدن پزشکی!! یعنی جا داره من از همینجا برای بار ده هزارم ستایش کنم این اعتماد به نفس کاذب (!) رو!!!

خداییش کنکور  هم واسه خودش فیلمیه هاااااااااااا ! یکی موهاش بلوندددددد ٬ یکی لنز گذاشته٬ یکی ۲ ساله خودشو تو  اینه ندیده٬یکی بلا به دور با دوست پسرش اومده٬ یکی دیگه برنزه کرده در حد تیم ملی!!! کلی جالب بودش!

من باز هم با نهایت اعتماد به نفس ۱۶ تا سوال از زیست زدممم!!!! حالا این در حالی بود که بیشتر بچه ها ۵ ٬ ۶ تا زده بودن!!!

امروزم نشستم یه کم درس خوندم. خیلی وقت بود جدی درس نخونده بودم.

پ ن ۱: تولد رویا است و...

پ ن ۲ : تو داریییییییییی میاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

پ ن ۳ : من خیلیییی بیشتر از اونی که فکرشو میکردم رشتم رو دوستتتتتت دارممممممممممم. 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 15:33  توسط shaghayegh  | 

من برگشتممممممممممممممممم.

سلاااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممممممم.

خببب!

با اجازتون بنده جمعه ی پیش رفتم کنکور ازاد دادم!!

عمومی هاش در کل خیییییییییییییییییییییییییییلیییییییییییییییییییییییییییییییییی اسون بود.

اختصاصی ها هم که ریاضی به نظرم سخت بود و شیمی هم بیشتر سوالا از شیمی ۳ اومده بود که ما هنوز نخوندیم و زیستشم اسون بود!

اینم از این. البته  این غیر پزشکی بود ..هنوز کنکور پزشکی مونده.یعنی میخوام بدونم حال میکنین اعتماد به نفسو؟ خیلی از سوما هم کنکور پزشکی ازاد رو ثبت نام نکردن اون وقت من سال دومی....

بعد ازچند هفته ی پر ماجرا ٬ گوش شیطون کر و چشم شیطون کورررررررر٬ بالاخره منم شدم همون شقایق شاد و شنگول قدیمییییییییی!

تازشم شیرینی شما محفوظ باشد که بنده معدلم امسال ۲۰ شد

مدیر مدرسمون موقعی که واسه ثبت نام رفته بودم به ابروهام گیر داددددددددد!

خدایا ... اخه من نمیدونم میون این همه دختر تو مدرسه که خیلی هاشون ابروهاشون از مو نازک تره و یه سری ها هم موهاشونو رنگین کون کردن ٬ این چرا باید به من گیر بدهههههههههههههههههههههههههه!!

خلاصه بهم گفت : " اره شقایق جون.. من به خانوم ج... ( ناظم) سپرده بودم که وقتی تو اومدی واسه گرفتن کارنامه و ثبت نام اصلا ثبت نامت نکنن.. اخه من خبر داشتم ٬ یعنی بچه ها بهم خبر داده بودن که تو بعد امتحانا ابرو تو برداشتی!!!!! "     حالا خوبه نگفت قبل اینکه برداری میدونستم

اینم از این.

از شنبه هم مدرسم شروع شده ولی هنوز جدی درسو شروع نکردم

فعلا بایییییییییییییی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 21:37  توسط shaghayegh  | 

الان ۲ روزه که اینجایی. اره .. تقریبا دو روزه.

هستی ولی انگار نیستی.

دوست دارم ببینمت. دلم برات خیلی تنگ شده. دوست دارم ببینمت.

من فردا دارم میرم. و تو میدونی.

دوست دارم ببینمت و تو اینم خوب میدونی.

من فردا میرم.

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد.

من فردا میرم. میخوام ببینمت. نمیخوام بدون اینکه ببینمت برم.

 تو یکی دیگه... تو که.... من رو نا امید نکن.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 16:28  توسط shaghayegh  | 

سلااااااااااااااااامممممممممممم! من اومدممممممممممممم!!

اخ که چقدر دلم واسه اینجا تنگیده بودددددددددددددددد!

بنده امتحانام تموم شده وووووووووووووو بسیااااااااااااااااااااررررررررررررررر خوشحالمممم ! 

خلاصه که راحت شدیمم.

دیگه تا ۱۴ تیر مدرسه تعطیلللل.

میرم و بازم میام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 13:16  توسط shaghayegh  |